loading...

دیدگان من

دیده متفاوت

بازدید : 256
جمعه 17 مهر 1399 زمان : 10:38

خب من خیلی خیلی این چن روز درگیر بودم و اومدم اینجا بنویسم ک وقتی نظراتو خوندم دیدم نگین برام نظر داده و واقعا اول هنگیدم ولی بعدش خندم گرف! باورم نمیشه پستامو میخونه!! اونم اون پست رو بعد دوماه دیدش!وای خدای من!😂 چشم میام پستا ای ک گذاشتی رو میخونم نگین جون😘

خب من تو این چن روز عصابم ب شدت خراب بود اخر سه وعده اعتصاب کردم ک خاهرم تهش رف با مامانم حرف زد و بعد کلی مشورت و خوندن فهمیدم معماری خیلی خیلی بهتر از گرافیک برا من هستش. و الان تغییر رشته دادم.

اگه بخام‌ی بیو کوچیک بدم یه صفحه کامل بلاگفا میشه پس در همین حد الانمو میگم ک مجبورم برم خونه خاهرم درسمو ادامه بدم. و خب این زیاد خوب نیس چون نمیتونم انگار بعداز ظهرا بخابم و باس‌ی فکری برا خاب ظهر و بعداز ظهرم بکنم😟 بعدش تازه همین یکشنبه کتابامونو داده بودن ک من تغییر رشته دادم و باز باید تا یه ماه دیگه منتظر کتاب باشم😐😂😐هعی بدبختی!

الانم یه هدف خیلی سخت برا خودم گذاشتم جلوم ک باید خیلی زحمت براش بکشم. چون اگه زحمت نکشم میشه یه عمر پشیمونی! و غیر از این ب مامانم ک بهم گف تهش چیزی نمیشی ثابت کنم!

جالبیه این ک رفتم معماری اینه ک الان هرجا میرم در و دیوار و مث بز نگا میکنم😂😂😂 واقعا کار سختیه! اصا خیلی پشتکار میخاد و حوصله! دارما ولی باید هلش بدم جلو بسه تنبلی کردم. دیه همین بدبختی!

سالامت باشید شاباتان شیکا و پیکا🌹❤

گفتگو برای صندلی
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :